دوشنبه پانزدهم بهمن 1386
درخواست و شکایت
در آستانه دومین سفر رئیس جمهور دکتر محمود احمدی نژاد به بوشهر٬ در نقاطی از شهر صندوق هایی قرار داده بودند به نام صندوق درخواست و شکایت. وجود این صندوق ها در نوع خود جالب بود و تازه. در هیچ یک از دولت های قبلی این گونه برخوردی با شهروندان صورت نگرفته بود.
در برخورد با این پدیده چند سئوال به ذهن خطور می کند که: چرا تنها در موقع حضور در یک استان حقی برای درخواست و شکایت های مردم در نظر گرفته می شود؟ آیا همه نوشته و نانوشته های مردم در این دو صندوق خلاصه می شود؟چرا محلی برای انتقاد و پیشنهاد و تقدیر وجود نداشت؟درخواست از کی و شکایت از کی؟ حد و مرز مشخصی برای شکایت و درخواست وجود دارد یا هر درخواست و شکایتی را می توان نوشت؟ اگر درخواست و شکایات به اندازه ای بزرگ باشند که جواب نگیرند آیا به عوامل روانی بعد از آن توجه شده است؟ و ....
به نظر من چیزی که باعث ایجاد این گونه برخورد با مردم شده است٬ شکافی است که بین دولتمردان و مردم ایجاد شده است که خود نیز عللی دارد. یکی از این علل بی اعتمادی است که بین طرفین به وجود آمده است که خود محصول عدم پاسخگویی منطقی و کارشناسانه است. اگر دولتی ها به جای فرافکنی و اتهام زنی به دیگری یا دیگران پاسخگوی اعمال خویش باشند و همانند موفقیت ها٬ شکست ها نیز به خود نسبت دهند٬ فضای اعتماد به وجود خواهد آمد و دیگر نیازی به دو سالانه صندوق نیست و این شکاف که دیوار بی اعتمادی بین آن هر روز بلندتر می شود از بین رفته و مردم مهمه محرم می شوند.
به امید آن روز
سه شنبه دوم بهمن 1386
حاج قربان سلیمانی
نوای خوش غم زدایت کجاست
مغنی از آن پرده نقشی بیار
ببین تا چه گفت از درون پرده دار
چنان برکش آواز خنیاگری
که ناهید چنگی به رقص آوری حافظ
حاج قربان سلیمانی هنرمند و نوازنده بزرگ دوتار در گذشت. 
نوشته زیر از روزنامه اعتماد و به قلم سيدابوالحسن مختاباد می باشد:
ادامه مطلب

